الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

45

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

سعى بين صفا و مروه چون ناشى از فكر موحّدانه و امتثال امر الهى است - اگرچه احترام و تعظيم آنهاست - و نيز دعا در اين مواقف ، پرستش اين اشياء و اين مواقف نيست ، هرچند اگر ناشى از انديشهء غيرتوحيدى باشد كفر و شرك محسوب مىشود . چون پيرامون اين مطلب مفصّل بحث كرده‌ايم و شايد در اين كتاب نيز مجدّداً بحث نماييم ، در اينجا بيشتر از اين سخن را دنبال نمىكنيم و به آياتى از قرآن مجيد كه بر دعوت انبياى عظام به تمام حقايق توحيدى دلالت دارند ، نظر مىاندازيم . از جملهء اين آيات در مورد اعلام دعوت اسلام ، اين آيه است : قُل يا أَيُّهَا النّاسُ إِنّى رَسولُ اللَّهِ إِلَيكُم جَميعاً الَّذى لَهُ مُلكُ السَّمواتِ و الأَرضِ لا إِلهَ إِلّا هُوَ يُحيى وَ يُميتُ فَأمِنوا بِاللَّهِ وَ رَسولِهِ النَّبِىِّ الأُمِّىِّ الَّذى يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِه . « 1 » چنان كه ملاحظه مىشود ، در اين آيه امر شده است كه ايمان به خدا و رسول خدا پايه و سرآغاز دعوت قرار گيرد . معناى عام ايمان به خدا ، ايمان به وجود خدا و صفات كماليّهء اوست . از جمله در مورد محاجّهء نمرود با ابراهيم خليل مىفرمايد : أَلَم تَرَ إِلَى الَّذى حاجَّ إِبرهيمَ فى رَبِّه أَن آتاهُ اللَّهُ المُلكَ إِذ قالَ إِبرهيمُ رَبِّىَ الَّذى يُحيى وَ يُميتُ قالَ أَنَا أُحيى وَ أُميتُ . « 2 » معلوم است كه نمرود مدّعى خدايى و قدرت بر اماته و احيا و ربوبيّت بوده است و نيز از گفتهء فرعون كه : « ما عَلِمتُ لَكُم مِن إِلهٍ غَيرى فَأَوقِد لى

--> ( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 158 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 258 .